على محمدى خراسانى

101

شرح مكاسب (فارسى)

زنديق پرسيد : آيا ساحر توان آن را دارد كه با سحر و جادو حقيقتا انسان را به صورت كلبى درآورد ؟ يا او را به شكل حمارى درآورد ؟ و يا اشكال ديگر ؟ حضرت در پاسخ فرمودند : جادوگر ناتوان‌تر از اينست ، و ضعيف‌تر از آنست كه خلق الهى [ مخلوق الهى ] را تغيير دهد ، همانا كسى كه بتواند مخلوق الهى را تغيير دهد و آنچه را كه خداى تركيب كرده ابطال كند ، و او را به صورت ديگر درآورد ، در خالقيّت با خدا شريك خواهد بود و خداوند برتر از آنست كه شريك داشته باشد . اگر واقعا ساحر اين قدر توانائى داشت ، [ به فكر خويش بوده و ] پيرى و شكستگى و انواع آفتها و بيماريها را از خود دفع و پيشگيرى مىكرد ، و سفيدى را از سر و صورت خود نفى مىكرد [ يعنى كارى مىكرد كه هميشه سالم و جوان و شاداب باشد ] و فقر و تهيدستى را از خود دور مىكرد [ به اينكه شنهاى بيابان را به طلا تبديل كرده و از آن در راه توسعه در معيشت خود استفاده مىكرد . ] [ و كسى كه از جهات مربوطهء به خود ناتوان است چگونه دست درازى به كائنات كرده و مخلوق الهى را تغيير مىدهد ؟ ] سپس حضرت فرمودند : از بزرگترين سحر و جادوها سخن‌چينى است ، كه توسّط آن ميان دو دوست تفرقه افكنده مىشود ، ميان انسانهاى باصفا و صميميّت دشمنى و كينه‌توزى ايجاد مىشود ، بوسيلهء آن خونها ريخته مىشود ، خانه‌ها و شهرها [ و حرث و نسل ] ويران مىشود ، و پرده‌ها دريده مىشود ، و سخن‌چين بدترين كسى است كه بر روى زمين گام نهاده . سپس فرمودند : از ميان انواع سحرها و سخنان ساحران آنكه از همه به حق و واقع نزديكتر است اينكه بگوئيم : سحر و جادو به منزله طب است ، آقاى جادوگر مردى را معالجه كرده و كارى مىكند كه او از ازدواج و آميزش با زن و همنشينى با او متنفّر مىشود ، و متقابلا طبيب او را مداوا كرده و از اين بيمارى